این روزها اگر چه اوضاع اقتصادی مردم و کشور خوب نیست،‌ ولی نمی‌دانم چرا امیدی در دل من ایجاد شده است.

راستش می‌خواهم کسی را پیدا کنم که با کمک او استارتاپی (حالا استارتااااااااپــــــــــــــــ هم نه!) راه بیندازم.


 حقیقت امر یاد چیزی افتادم. در فرهنگ عرب معاصر مفهومی به عنوان دیوار نوشته موجود است. معمولا محتوای آن دیوار نوشت‌ها عاشقانه است. البته باید دانست که بیشتر آن‌ها در خلال جنگ و درگیری در کشورهایی مانند فلسطین، لیبی، سوریه و... نوشته می‌شوند.


برای توصیف این پدیده باید به نحو موجز گفت:‌ «آن گاه که پیکار بالا می‌گیرد، عشق طلوع می‌کند»

 راستش هم در درون من، هم در پیرامون من کارزاری مهیب شکل گرفته است. همه در حال جنگیم. جامعه مدنی با دولت، شهروندان با یکدیگر و ....


 در خلال این جنگ، در بحبوحه زد و خوردها (به خصوص درگیری خودم با خودم) امیدی درون شکل گرفت. امیدی که مرا به خیزش دعوت می‌کند، امیدی که مرا استوار نگاه داشته تا با دیدن خرابه‌ها زانوانم سست نگردد. آری باید ایستاد و هم میهن را ساخت و هم خود را.


 هم می‌خواهم حجم مطالعاتم را بیش از این کنم، هم بنویسم،‌ هم گفت و گو کنم و در نهایت در زندگی شخصی رشدی کنم.


شاید بگویید یا این بیکار است یا سخت محنون، امّا مورد اوّل خود پراکسیسی اصیل است، و دومی نیز غیر ممکن نیست.


 سر انجام امر هر چه باشد به کسب تجربه منجر می‌شود، و چه رشدی از این بالاتر! شاید به نظر شما دارم لفّاظی می‌کنم امّا من یقین دارم، ترس و ضعف منجر به زبونی ما می‌شود.

 

از این مثبت اندیشی‌هایی که شبه روشنفکرانی در فضای مجازی از آن دم می‌زنند، بی زارم. امّا من فردا را می‌بینم. بلکه پس فردایی را (به قول مرحوم فردید). باید همچون هایدگر و پست مدرن‌ها خرابه‌ی موجود را دید، آن را شکافت و روی او ایستاد [1] و خرابه را از نو ساخت.


نمی‌دانم منظورم را به طریق صواب رساندم یا نه؟ لب مطلب "باید قوی بود. آدم ضعیف نگران ساعت آینده است و آدم قوی به فکر پس فردا."


به قول نبی هزار جریبی:


«در میدان عاشقی ایس تادگی باید کرد


 در اسرار عشق خود پختگی باید کرد


 آسان مده عشق را به باد فنا


در راه عشق دلدادگی باید کرد


 گر راه سخت است و لیلی بی قرار


 همچو مجنون ایستادگی باید کرد»



"باید به انتظار آینده بود. نه.. نه! باید آینده را در همان جا که می‌خواهیم منتظر خویش کنیم.



پی نوشت:


1- در فارسی قدیم گاهی برای غیر عاقل از ضمیر او استفاده می‌شده است. آگاهانه این ضمیر را انتخاب کردم.