هستم پس می‌نویسم.

رنسانس اسلامی ابراهیم فیاض

بابت نبودن پوزش می‌طلبم. چند وقتی در گیر بودم. اتفاقاتی افتاد. ترجیح می‌دهم امروز به جای آن که خود چیزی بگویم یک مصاحبه را باز نشر کنم. مصاحبه ای از ابراهیم فیاض با عنوان رنسانس اسلامی.

ادامه مطلب...
۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

دین و مسأله‌ی معنا بخشی

امروز خبر درگذشت مرحوم احسان افشار را شنیدم. از این خبر بسیار متأثر گشتم. سپس از روی کنجکاوی کانال ایشان را از طریق دوستی پیدا کردم.

شروع به خواندن پست‌های کانال، دانلود صوت‌ها و موسیقی‌ها کردم. به غیر از چند نکته‌ی جالب که در این جستار نمی‌گنجد، توجهم را پست‌های آخر نویسنده جلب کرد. او در آن پست‌ها به چند مقوله بسیار پرداخته بود؛ فراق و حزن از هجران استاد، تنهایی و در آخر بی‌معنایی زندگی.

ادامه مطلب...
۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

عذرخواهی

از همه دوستان پوزش می طلبم.

تا یک شهریور نمی‌توانم کنار شما مهربان‌ها باشم. 

۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

در ثنای عقل و اندیشه

این روزها بیش از هر روزی نیاز به تفکر مفهومی، یا به عبارتی فلسفیدن را حس می‌کنم. با تمام وجود خویش خلاء این چنین اندیشیدنی را دریافته ام و در غم هجرانش سوخته ام.

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

یک آفرینش کوچک

به راستی چه پناه گاهی بهتر از نوشتن. می‌توان در هنگامی که می‌نویسی طعم واقعی آزادی را تجربه کنی. می‌توانی جهانی را هر گونه که خود می‌پسندی خلق کنی. می‌توانی آن را اداره کنی، بگذار رک بگویم می‌توانی خدایی کنی.

چطور است همین‌جا آفرینشی کوچک داشته باشیم؟ بیایید ما هم آفرینش کنیم.
.... 

هنگامی که فردریک از آن کوچه‌ی پایین شهر عبور می‌کرد، دگر با یک کوچه‌ی فقیر نشین مواجه نبود. همه چیز عوض شده بود. هیچ تفاوتی بین آن‌جایی که او سکونت داشت و آن محله نمی‌دید. فردریک در شهر دیگری زندگی می‌کرد، اما حسّ آن را داشت که این‌جا هم شهر اوست. ناگهان صحنه ای او را به سال‌ها پیش بازگرداند. وای این خانه‌ی پدری او بود که کودکی و نوجوانی اش را آن‌جا سپری کرده بود. از آن خانه‌ی قدیمی و قراضه خبری نبود. یک آپارتمان شیک. بادش آمد او می‌توانست صاحب این آپارتمان باشد، اما جای آن که رنج دوباره ساختنِ بنا را بکشد، آن را با قیمتی ناچیز فروخت. آهی کشید و رفت. یادش آمد که برادرش چقدر زیرک بود و چقدر با هوش، حالا برادرش صاحب چند واحد آپارتمان است و او....
*******************************************
بابت داستان کج و کوله ام پوزش می‌طلبم. قرار بود که 55 کلمه باشد که شد این.

ممنون می‌شوم، اگر از نظرات خود بی بهره ام نگذارید. 
۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

چگونه خود را آپدیت کنیم؟

چقدر ثابت قدم ماندم در امری سخت است. با خود عهد بسته ام در زمان‌های معهود این وبلاگ را بروزرسانی کنم، ولی حس می‌کنم  چاه ایده‌هایم خشک شده است. حس می‌کنم خلاقیتم نم کشیده است حس می‌کنم...

اصلا چطور است در مورد همین تمام شدن ایده‌ها سخن بگویم؟

 

 

ادامه مطلب...
۱۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

جنگ است در درون من

همیشه هم نباید چند صد کلمه، از امید و خوبی و نصحیت و ... نوشت. گاهی اوقات باید از حال غمگین دل آن هم با کم ترین کلمات نوشت. گاهی غم دلت را نیز باید به اشتراک گذاشت. گاهی باید وبلاگ را با توییتر اشتباه گرفت. گاهی اوقات....

من درون خودم جنگ است، جنگی که متفقین و متحدین همگی به خاکریزهای قلب آشفته ام حمله کرده است. من مانده ام و چندین ارتش تا دندان مسلح. من دست خالی و دشمن با سلاح خاطرات، با سلاح وابستگی، با سلاح اندوه مرا به کشتارگاه می‌فرستد. 

ادامه مطلب...
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

تو مردی کن و برپا مان...

این روزها اگر چه اوضاع اقتصادی مردم و کشور خوب نیست،‌ ولی نمی‌دانم چرا امیدی در دل من ایجاد شده است.

راستش می‌خواهم کسی را پیدا کنم که با کمک او استارتاپی (حالا استارتااااااااپــــــــــــــــ هم نه!) راه بیندازم.


 حقیقت امر یاد چیزی افتادم. در فرهنگ عرب معاصر مفهومی به عنوان دیوار نوشته موجود است. معمولا محتوای آن دیوار نوشت‌ها عاشقانه است. البته باید دانست که بیشتر آن‌ها در خلال جنگ و درگیری در کشورهایی مانند فلسطین، لیبی، سوریه و... نوشته می‌شوند.


برای توصیف این پدیده باید به نحو موجز گفت:‌ «آن گاه که پیکار بالا می‌گیرد، عشق طلوع می‌کند»

ادامه مطلب...
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

به هر طرف نگرانیم تا کدام کنیم

کسانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند اهل روز مرّه نویسی نیستم. بسیار از همجهت شدن با بادِ هوای روز متنفرم. این‌که امروز زلزله آید و در مورد آن بنویسم، و اندر فواید مقاوم سازی،‌ و روز دگر به سپهر سیاست پرواز کنیم و در نقد سخنان ترامپ قلم بزنیم، بسیار کار وقیحانه‌ای است،‌ که  از سلبریتی‌های بی‌مایه و سطحی و تابعین آن‌ها و یا از ارادتمندان بازیِ قدرت و یا از دلسوزانِ بی سوژه بر می‌آید.


فکر کنم با این مقدمه به جنگ مذکورین رفتم. آه گفتم جنگ! می‌خواهم با شما در مورد تخاصم‌ها و تضادهای موجود در ایرانشهر (منظورم ثغور ارضی که ایران می‌خوانندش) با شما سخن بگویم.

...

ادامه مطلب...
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

لطفا در عصر حجر زندگی نکنید


شاید از شناخته نشدن، دیده نشدن یا حتی کمبود منابع و استاد شاکی هستیم.


بسیار ناراضی هستیم که در موضوعی که به آن علاقه داریم، سطحی و بی تخصصیم؟

... 

ادامه مطلب...
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر