هستم پس می‌نویسم.

مجموعه نوشته‌های دلبر من

چند وقتی است با این کلید واژه دل‌نوشته‌هایی را می‌نویسم. برای نمونه چندی از آن‌ها را در این پست قرار می‌دهم. اگر مورد پسند بود می‌توانید به اینستاگرام و تلگرام من سر بزنید و بیشتر بخوانید،‌ و منتظر نوشته‌های جدید ترِ من باشید.



#دلبر_من چه حسی است این غم؟

چگونه است که انسان را به تفکر و نوشتن وا می‌دارد؟

لیکن فرح از همه چیز ما را غافل می‌کند؟

 

 

#دلبر_من تو را در بند کلمات کشیدن بس جفاست. تو از مهتری که در این اصوات کشیده و کوتاه جا بگیری.

تو هزار چهره داری پس هزار نام. گاهی دلبری، گاهی محبوب، گاه کسی به تصدقت می‌رود و گاهی نیز...

اما این جز تسمیه ای بیش نیست مگر نه کی توان کنه تو را دریافت؟

 

 

#دلبر_من در یک #عصر_جمعه روی زمین می‌نشینیم، فنجان های خالی را پر از چای می‌کنم، روبرویت قرار می‌گیرم و به چشمانت زل می‌زنم و برایت #فروغ می‌خوانم. «من خواب دیده ام که کسی می‌آید ....»

 

 

#محبوب_من این خیابان‌ها چقدر بی‌رحم اند. هیچ کدامشان یک نیمکت ندارند، تا وقتی که از جست و جوی ناسرانجام تو در این شهر خسته می‌شوم قدری بنشینم.


کانال تلگرام


صفحه‌ی اینستاگرام

۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۱:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

بازگشت

با سلام.

می‌دانم مدت مدیدی نبودم، لکن تصمیم گرفته ام برگردم.


امیدوارم بتوانم مانند گذشته بنویسم.

۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

پوزش

خیلی وقت است که جدی دست به صفحه کلیدم نزدم. می‌دانم تنها دلیلی که الان در حال نوشتن هستم، غمی است که بدان دچارم.


نمی‌دانم چگونه نباید دیگران را هیچ گاه نیازرد؟ لکن هیچ گاه به عمد کسی را نیتزرده ام. گاهی برگشتن و عذر خواهی جز بر اندوه هر دو نمی‌افزاید. 


گاهی اگر قلبی شکسته شد باید رفت، باید رفت و دیگر آن قلب را بیش از این نشکست.

۱۸ مهر ۹۷ ، ۲۱:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

پس از غیبت

آه که غیبت

تو را از یادها نیز پاک می‌کند

اما می‌خواهم گاهی حتی اثری از من

در هیچ قلبی هم نماند.


۱۸ مهر ۹۷ ، ۲۱:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

رنسانس اسلامی ابراهیم فیاض

بابت نبودن پوزش می‌طلبم. چند وقتی در گیر بودم. اتفاقاتی افتاد. ترجیح می‌دهم امروز به جای آن که خود چیزی بگویم یک مصاحبه را باز نشر کنم. مصاحبه ای از ابراهیم فیاض با عنوان رنسانس اسلامی.

ادامه مطلب...
۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

دین و مسأله‌ی معنا بخشی

امروز خبر درگذشت مرحوم احسان افشار را شنیدم. از این خبر بسیار متأثر گشتم. سپس از روی کنجکاوی کانال ایشان را از طریق دوستی پیدا کردم.

شروع به خواندن پست‌های کانال، دانلود صوت‌ها و موسیقی‌ها کردم. به غیر از چند نکته‌ی جالب که در این جستار نمی‌گنجد، توجهم را پست‌های آخر نویسنده جلب کرد. او در آن پست‌ها به چند مقوله بسیار پرداخته بود؛ فراق و حزن از هجران استاد، تنهایی و در آخر بی‌معنایی زندگی.

ادامه مطلب...
۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

عذرخواهی

از همه دوستان پوزش می طلبم.

تا یک شهریور نمی‌توانم کنار شما مهربان‌ها باشم. 

۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

در ثنای عقل و اندیشه

این روزها بیش از هر روزی نیاز به تفکر مفهومی، یا به عبارتی فلسفیدن را حس می‌کنم. با تمام وجود خویش خلاء این چنین اندیشیدنی را دریافته ام و در غم هجرانش سوخته ام.

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

یک آفرینش کوچک

به راستی چه پناه گاهی بهتر از نوشتن. می‌توان در هنگامی که می‌نویسی طعم واقعی آزادی را تجربه کنی. می‌توانی جهانی را هر گونه که خود می‌پسندی خلق کنی. می‌توانی آن را اداره کنی، بگذار رک بگویم می‌توانی خدایی کنی.

چطور است همین‌جا آفرینشی کوچک داشته باشیم؟ بیایید ما هم آفرینش کنیم.
.... 

هنگامی که فردریک از آن کوچه‌ی پایین شهر عبور می‌کرد، دگر با یک کوچه‌ی فقیر نشین مواجه نبود. همه چیز عوض شده بود. هیچ تفاوتی بین آن‌جایی که او سکونت داشت و آن محله نمی‌دید. فردریک در شهر دیگری زندگی می‌کرد، اما حسّ آن را داشت که این‌جا هم شهر اوست. ناگهان صحنه ای او را به سال‌ها پیش بازگرداند. وای این خانه‌ی پدری او بود که کودکی و نوجوانی اش را آن‌جا سپری کرده بود. از آن خانه‌ی قدیمی و قراضه خبری نبود. یک آپارتمان شیک. بادش آمد او می‌توانست صاحب این آپارتمان باشد، اما جای آن که رنج دوباره ساختنِ بنا را بکشد، آن را با قیمتی ناچیز فروخت. آهی کشید و رفت. یادش آمد که برادرش چقدر زیرک بود و چقدر با هوش، حالا برادرش صاحب چند واحد آپارتمان است و او....
*******************************************
بابت داستان کج و کوله ام پوزش می‌طلبم. قرار بود که 55 کلمه باشد که شد این.

ممنون می‌شوم، اگر از نظرات خود بی بهره ام نگذارید. 
۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر

چگونه خود را آپدیت کنیم؟

چقدر ثابت قدم ماندم در امری سخت است. با خود عهد بسته ام در زمان‌های معهود این وبلاگ را بروزرسانی کنم، ولی حس می‌کنم  چاه ایده‌هایم خشک شده است. حس می‌کنم خلاقیتم نم کشیده است حس می‌کنم...

اصلا چطور است در مورد همین تمام شدن ایده‌ها سخن بگویم؟

 

 

ادامه مطلب...
۱۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امیرحسین آرام فر